سبک مدیریت در ایران و مقایسه آن با سبک مدیریت در آمریکا و ژاپن و آرژانتین/تعریف مدیریت
بطور کلی میتوان ویژگیهای مدیریت ژاپنی را به این صورت بیان کرد :
1) استخدام مادام العمر
2) نظام رینگی :"رین" یعنی پیشنهاد دادن به بالا دست وجلب نظر وی و "گی" یعنی اندیشه کردن و تصمیم گرفتن.
3) ترفیع و پیشرفت بطئی وکند
4) ارزیابی جمعی و ضمنی دراز مدت و مقطعی و غیر رسمی است
5) توجه به تمام جنبه های زندگی کارکنان
6) مدیریت در محل: یعنی رابطه عاطفی کارمندان و مدیران ژاپنی بقدری قوی است که هیچ مدیری پشت در های بسته نمیماند بلکه همراه کارکنان در قسمت های مختلف کارخانه به مدیریت میپردازد.
7) برنامه ریزی سوگیری بلند مدت دارد.
8) تصمیم گیری بصورت گروهی و از راه همگرایی انجام می شود.
9) مسئولیت و پاسخ گویی گروهی است.
10)روند تصمیم گیری کند اما اجرای آن تند است.
11)ساختار سازمانی غیر رسمی است
12)جابجایی افراد بین سازمان ها سخت است.
13)وفاداری به شرکت در حد بالایی است
14)آموزش کارکنان یک سرمایه گذاری بلند مدت محسوب میشود.
15)مدیریت مشارکتی است و ارتباط از پایین به بالاست
16)نظاررت بر کارکرد گروه متمرکز است نه بر عملکرد فرد
17)امنیت شغلی بالاست
18)ملاک ارشدیت خدمت بالاست
19)مدیریت در محل:رابطه عاطفی میان مدیران ژاپنی و كارمندان به قدری وسیع است كه هیچ مدیری در موسسات ژاپنی در یك مجموعه دفتری دورافتاده و پشت درهای بسته مخفی نمی گردد. بلكه همراه با كارمندان خود در قسمتهای مختلف كارخانه به فعالیت می پردازد و از انجام امور و مشكلات و نواقص كار، آگاه می گردد. این شیوه رهبری، «مدیریت در محل» نامیده می شود.
بطور کلی محور های اصلی موسسات و سازمانهای ژاپنی را میتوان به این صورت بیان کرد: از کارکنان . بوسیله کارکنان . و برای کارکنان
هوندا مدیر بزرگترین شركت ژاپنی پس از جنگ جهانی دوم معتقد است كه: «در كف كارخانه دانش بیشتری وجود دارد تا در دفتر كار». مدیران ژاپنی می دانند كه دشواریهای كارخانه به ندرت در پشت میز یا در اتاق كنفرانس حل می شود. به آنان توصیه می گردد: «جایی بروید كه عمل باشد». مدیران به محل پدید آمدن مشكل در كارخانه می روند تا به طور دست اول آن را مشاهده كنند. در آنجا، آنان واقعا" می توانند بخش ناقص كار را لمس كنند و با همكاران درگیر در این دشواری صحبت كنند. تنها پس از آن است كه مدیران می توانند به طور موثر به حل مشكلات كمك كنند.
هنر مدیریت ژاپن
نحوه شروع اواخر دهه 1990، رشد ژاپن موقعیت آمریکا را در بازارهای جهانی به خطر انداخت. یک دلیل برای برتری ژاپن، روشها و مهارتهای مدیریتی این کشور بود. مدیران ژاپنی نگرشهای بسیار خوبی دارند در حالی که مدیران غربی فاقد این نگرشها هستند. در ژاپن،تفکرات مدیریتی بسیار پویاست درحالی که مدیران آمریکایی محدود به عقاید و فرضیات هستند. چارچوب موسوم به هفت اس (استراتژی، ساختار، مهارتها، کارکنان، ارزشهای مشترک، سیستمهاو سبک) نشاندهنده طبقهبندیهای کلیدی است که مورد توجه مدیران قرار دارد. موفقیت مدیران ژاپنی این است که به اسهای آسان یعنی سبک، ارزشهای مشترک و کارکنان، توجه دارند ولی مدیران غربی به اسهای دشوار یعنی استراتژی، ساختار و سیستمها توجه میکنند. مشارکت 1. رشد برتری ژاپن
در سال 1980، تولید ناخالص ملی ژاپن، درسومین رده جهانی قرار داشت اما این کشور با استفاده از روشهای خاص، توانست تا سال 2000به بالاترین رده دست یابد. کتاب هنر مدیریت ژاپن، نشاندهنده دشواریهای موجود در عرصه رهبری آمریکاست. به هر حال، میزان برتری ژاپن نسبت به آمریکا درعرصه رقابت صنعتی، به درستی برآورد نشده است. 2. مهارتهای مدیریتی
دلیل اصلی برتری ژاپن، مهارتهای مدیریتی این کشور است. در میان عناصر مهم مدیریت ژاپنی، میتوان به وجود نگرش اشاره کرد که غربیها فاقد آن هستند. درواقع، در کشورهای غربی ابزار کافی وجود دارد اما نگرش کافی وجود ندارد. عقاید، فرضیات و مفاهیم مدیریتی در آمریکا محدودند و نگرش مدیریت غربی فاقد کارآیی لازم است. در ژاپن، مدیران از طریق نگرشهای پویا، روشهای کاری خود را توسعه میدهند. 3. چارچوب هفت اس
این چارچوب توجه زیادی را به خود جلب کرده است. این چارچوب ،هفت طبقهبندی مهم را در برمیگیرد که مدیران باید به آنها توجه نمایند. این هفت طبقهبندی عبارتند از: استراتژی، ساختار، مهارتها، کارکنان، ارزشهای مشترک، سیستمها و سبک. به گفته پاسکال، ارزش چارچوب هفت اس این است که نظمی جالب توجه را در کار محققان ایجاد میکند. 4. مقایسه سبکهای مدیریتی
چارچوب هفت اس نمایانگر قالبی برای مقایسه رویکردهای مدیریتی ژاپن و ایالات متحده محسوب میشود. موفقیت مدیران ژاپنی این است که به اسهای آسان ( سبک، ارزشهای مشترک و کارکنان ) توجه دارند ولی مدیران غربی به اسهای دشوار(استراتژی، ساختار و سیستمها)اهمیت میدهند. از زمان انتشار این کتاب، روند تفکرات مدیریتی در آمریکا به سمت اسهای آسان تغییر کرده است. متن این کتاب نقشی حیاتی در کشف روشهای مدیریتی ژاپن داشته است. مؤلفان به بررسی این موضوع پرداختهاند که چگونه کشوری با وسعت مونتانا ، توانسته صنایع بزرگ و پیشرفته آمریکایی را پشت سر بگذارد. این کتاب ریشه در کار پاسکال در کمیسیون ملی بهرهوری ایالات متحده دارد. پاسکال در ابتدا تصور میکرد که از مدیریت ژاپنی، فقط میتوان درسهای فرهنگی آموخت، اما بررسیهای او نشان داد که شرکتهای ژاپنی از لحاظ بهرهوری هم، موفقتر از شرکتهای آمریکایی هستند. تحقیقات انجام شده در این کتاب، 34 شرکت را طی مدت شش سال در برمیگیرد. بلافاصله پس از انتشار کتاب هنر مدیریت ژاپن، کتابهای متعددی در این حوزه ارائه شد و امروزه نگرشهای سازمانی به یک واقعیت تبدیل شدهاند. گری همل یکی از نویسندگان برجسته، در این زمینه میگوید: «قدرتمند شدن ین، کمک شایانی به شرکتهای ژاپن کرده و باعث رشد اقتصادی کلان آنها شده است. لذا شرکتهای غربی باید به شدت تلاش کنند تا قدرت رقابتی خود را احیا کنند. اگرچه به نظر میرسد پاسکال و آتوس در زمینه توانمندیهای مدیریتی ژاپن غلو کردهاند، (آیا واقعاً مدیریت ماتسوشیتا بهتر از هاولت پاکارد است؟) اما آنها توانستهاند به شکلی موفقیتآمیز این فرضیه را به چالش بکشند که ایالات متحده در رأس منطق مدیریتی جهان قرار دارد. از زمان ورود کتاب هنر مدیریت ژاپن به کتابفروشیها، شرکتهای آمریکایی اطلاعات بهتری در مورد شرکتهای ژاپنی آموختهاند. از این حیث، کار پاسکال و آتوس شایسته قدردانی است.»
**معایب مدیریت ژاپنی در قسمت بعد گفته می شود.
منبع:www.ahmadalizade.blogfa.com